فلسفه مجازات چیه؟
اینکه مجرم پشیمون بشه از گناهش؟
اگه قبل از مجازات از کارش واقعا پشیمون بشه پس مجازات واسه چیه؟
شاید یک نوع مقابله به مثله برای اینکه خشم درون فروکش کنه؟
اگه مجرم مجازات شد ولی پشیمون نشد چی؟
اگه انتقام از خشم کم نکرد اونوقت چی؟
سیر تاریخی جهان بینی حافظ
همیشه برای من جالب بود که حافظ در همیشه تاریخ دوست داران خودش را دارد
و این دوست داران مربوط به قشر خاصی از جامعه نیستند.
مطمئنا دلایل مختلفی داره که من وقتی کتاب "این کیمیای هستی" را خوندم
به بعضی از این دلایل رسیدم که یکی از انهارو بازگو میکنم.
شاید به کار یک نفر امد.
حافظ در زندگی هنریش رفته رفته به کمال رسید.
رسیدن به این مرحله از کمال هنری یعنی سیر
از " عشق تو سرنبشت من راحت من رضای تو " به عالمی که بگوید
" خرقه زهد و جام می گرچه نه در خور همند / این همه نقش میزنم از جهت رضای تو "
در حقیقت سیر تاریخی جهان بینی حافظ است از عالم
از " عشق تو سرنبشت من راحت من رضای تو " به عالمی رند ویا ابر مرد
و یا هر کلمه دیگری که بر ان مینهید و لایق مقام حافظ باشد.
در این مرحله است که او به صورت اینه تمام نمای انسانیت در می اید
و تصویرگر مجموعه ای از هر دو سوی تناقضات انسان میشود :
سخنگوی جبر و اختیار / نماز و عصیان / خرخه زهد و جام می /
غمگینی و شادخواری و در یک ان " جام گیتی نما و خاک ره " و
" هوشیار حضور و مست غرور " بودن در حالی که
" گنج در استین و کیسه تهی ست " " بحر توحید و غرقه در گناه " بودن
و " به اب روشن می عارفی طهارت کرد " و اگر او فقط اهل یکی از انها بود
هرگز نمی توانست در همه ادوار زندگی انسان در تمام مراحل فکری و فرهنگی ما
سخنگوی بلا منازع همه نیازهای روحی انسان باشد.
اکر یک نکته از دیوان حافظ را بخواهیم بر گزینیم که
خلاصه جهان بینی او باشد جز تصویر میدانی از " اراده معطوف به ازادی "
خلاصه جهان بینی او باشد جز تصویر میدانی از اراده ازادی هنگامی
تحقق می یابد که شما در دو سوی متناقضات رفت و امد داشته باشید.
اگر در منطق و علم و فلسفه تناقض مایه فروپاشی ست
در قلمرو مذهب و هنر این تناقض نه تنها عیب نیست بلکه مایه بقا نیز هست.
اگر در تاریخ جهان مذهب یا هنری دیده شود که فقط به یکی از این تقابلها
تکیه کند انگاه نیمی از وجود انسان را در زیر پوشش نمی تواند بگیرد
و مذهب و هنری ناقص است.
اگر مایل به ادامه هستید به کتاب "این کیمیای هستی"
مجموعه مقاله ها و یادداشتهای
استاد شفیعی کدکنی
در باره حافظ
به کوشش:ولی الله درودیان
مراجعه کنید.
وقتی دیدم به خاطر فیلتر نشدن چقدر به اهدافش پشت کرده
روزای اولی که با هم در مورده اهدافش و علایقش حرف میزدیم خوب یادمه
ولی گویا خودش فراموش کرده
رمانی عمیق و تکان دهنده و در عین حال که کاملا خیالی به نظر میرسد
تصویری هولناک از واقعیت است.
کوری - ترجمه اسدالله امرایی
این کتاب شاید راحت بگم یکی از تاثیر گزارترین کتابهائی بود که خوندم.
شاید وحشتی که به انسان منتقل میشه باعث اینه که تو ذهن ماندگار بشه.
من بعد از خوندن این کتاب فهمیدم ما چقدر میتو نیم ضعیف باشیم در مقابل مشکلات و چقدر بده که همیشه دنبال کسی میگردیم که راهنمای ما باشه مثل زن اقای دکتر در کتاب.
من این کتاب را به چند تا از دوستام پیشنهاد دادم و دیدم که لذت بردن.
امید وارم همه بخونن.
*ان ها معصومانه خون تو را میخواهند. جان بی رمقشان خون میطلبد_و معصومانه نیش میزنند و تو که به کنه همه چیز توجه داری حتی از زخم های ناچیز هم تا اعماق وجودت رنج میبری
و پیش از اینکه التیام یابی کرم زهر الودشان بر سراسر دستت لغزیده است.*
*به گمانم تو بزرگوار تر از ان هستی که این خونخواران را سرکوب کنی ! اما هشدار که محکوم بی عدالتی مسمومشان نشوی.*
*اینها گرد تو میگردند و وز وز میکنند. حتی وقتی تو را میستایند ستاییششان نابجاست.میخواهند جان و خونت را بمکند.*
*ترا مانند یک خدا و یا یک شیطان ستایش مینمایند در پیشگاهت شنگ و شیون میکنند.
اعتنا مکن ! اینان چیزی جز چاپلوسی و ضجه و مویه نمیشناسند.*
*حتی بسا خود را مهربان جا میزنند. اما این شیوه ی موزیگرانه دون مایگان است.
اری دون مایگان موذی هستند!*
*فکر فرومایه شان سخت به تو مشغول است_ همیشه در نظرشان مشکوک هستی.زیرا هر چه انها را به فکر کردن وابدارد مشکوک است.*
*جوانمردی و پارسائیت را تنبیه میکنند و در حقیقت فقط لغزشهایت را قابل عفو میدانند.*
*حتی اگر برایشان مروت نمائی گمان میکنند که مورد تحقیر قرار گرفته اند و در عوض نیکوکاریهایت نامردانه زیان میزنند.*
*بگریز ای دوست من به عزلتگاهت بگریز.به انجائی که نسیم سخت و خشن میوزد بگریز. سرنوشت تو این نیست که مگس کش باشی.*
چنین گفت زرتشت ـ فردریک نیچه
هر شعری یک سری مختصات داره که من میخوام مختصات شعر شاملو را بگم:
1.شروع و ختام
اغاز و انجام شعر با کل ساختمان شعر متناسب باشد.
2.تناسب تعابیر و تصاویر
در شعر شاعران واقعی حتی یک تصویر بدون تناسب با رگه اصلی محتوی شعر دیده نمی شود.
3.پاره ها و سطرهای ناب
مهمترین معیار قدرت خلاقانه هر شاعر.
4.نحوی بیان از نظر ایجاز
شاعران واقعی برای توصیف یک زاویه(موضوع)از چند کلمه استفاده میکنند که ه ان ایجاز گفته میشود که نشان دهندی نوعی خصوصیت سبکی است.
5.میزان همخوانی با کلمات
که باعث نوعی از شباهت بین اشعار مختلف از یک شاعر میشود یا نوعی خویشاوندی.
6.شکل نهائی شعر یا تشکل
هماهنگی بین سطرها و بندها و حتی کلمات یک شعر.
تا انجا که حتی اگر یک کلمه از ان برداشته شود به وضوح عیب و نقص ان ظاهر میشود.
*دسته بندی اشعار شاملو*
مجموعه اشعار:
هوای تازه
باغ اینه
ایدا در اینه
ایدا.درخت خنجر.خاطره
ققنوس در باران
مرثیه های خاک
شکفتن در مه
ابراهیم در اتش
دشنه در دیس
برای اشنائی بیشتر رجوع کنید به کتاب احمد شاملو نوشته محمد حقوقی.
من نمیدونم کار ما تو این کشور داره به کجا میرسه.دزد بنزین و کارت سوخت کم بود که محیا شد.
حتی کار به جائی رسیده که خیلی ها گدائی برای نیم لیتر بنزین میکنن.امیدوارم درست بشیم که خیلی سخته چون همه چیز از پایه و اساس خرابه. انگار هممون یه جورائی مسخ شدیم که حتی درست را از غلط تشخیص نمیدیم.
تنها کاری هم که بلدیم انجام بدیم اینه که یک نفر را به عنوان پیشوا قرار بدیم و تقلید کنیم.
هر چی بیشتر دست و پا میزنیم بیشتر فرو میریم.خیلیامونم که چنگ زدیم به گذشته و دلمون خوش کردیم که چی بودیم ولی اگه پای خیلی تلاشها برای میراث فرهنگیمون پیش بیاد سریع به خیلی دلایل عقب میشینیم چون اکثرمون ادمای تنبلی هستیم.و منتظریم که دیگران اماده کنن و ما استفاده.
مگه غیر اینه که اکثر اطلاعاتی که ما در مورده گذشته پر افتخارمون داریمو محققین خارجی بهمون دادن.
امیدوارم که درست بشیم هر چند خیلی سخته.
افراسیاب در اسطوره و حماسه زخم عمیق رستم(محمدرضا محمودزاده)